تبليغاتX
{ سیگنالهای پراکنده }

{ سیگنالهای پراکنده }

  کپی پیست های پراکنده و جالب از سرتاسر وب

صفحه اول| ايميل| |عناوين وبلاگ خوراک|خبرنامه

خلاصه داستان افسانه جومونگ


فیلم افسانه جومونگ یا جومانگ عنوان سریال تلویزیونی کره ای است که به کارگردانی (لی جوهوان) از شبکه سوم سیما در حال پخش است که با استقبال مخاطبان روبه رو شده و براساس نظرسنجی های انجام شده از سوی سازمان صدا و سیما نیز مورد تایید مخاطبان قرار گرفته است. شاید به همین دلیل مسئولان اداره کل تامین برنامه های خارجی سیما پس از موفقیت سریال «امپراتور دریا»، «جواهری در قصر» سراغ سریال «افسانه جومونگ» رفتند؛ (امپراطور بادها, فیلم جومونگ 1 , فیلم جومونگ 2 , فیلم جومونگ 3)


جومونگ


افسانه جومونگ» آمیخته با تاریخ و افسانه 

افسانه جومونگ عنوان سریال تلویزیونی کره ای است که به کارگردانی (لی جوهوان) از شبکه سوم سیما در حال پخش است که با استقبال مخاطبان روبه رو شده و براساس نظرسنجی های انجام شده از سوی سازمان صدا و سیما نیز مورد تایید مخاطبان قرار گرفته است. شاید به همین دلیل مسئولان اداره کل تامین برنامه های خارجی سیما پس از موفقیت سریال «امپراتور دریا»، «جواهری در قصر» سراغ سریال «افسانه جومونگ» رفتند؛ سریالی که آمیخته ای با تاریخ و افسانه است.


افسانه جومونگ در ژانر حماسی رزمی آمیخته از حماسه و نبردهای رزمی، عشق، تاریخ و فرهنگ کره است. 


خلاصه سریال جومونگ

داستان از زمانی آغاز می شود که امپراتوری گوجوسون به واسطه امپراتور هان در چین سقوط می کند. پرنس جومونگ شخصیت اصلی داستان با این که اختلافاتی با برادرش دارد، در مسند قدرت قرار گرفته است و بعد از مدتی متوجه می شود پسر شاه نیست و پدرش ژنرال هه موسو است.



پرنس تصمیم دارد همه چیز را عوض کند. امپراتوری هان بر سرزمین های تقسیم شده حکومت دارد. آن ها افرادی خشن و سنگدل تصویر شده اند. جومونگ می خواهد کشوری جدید به نام گوجوریو تاسیس کند. با قدرت رزمی فوق العاده بالا و افسانه ای که دارد، کشور را تشکیل می دهد و همه را متحد می کند. او با برادرش تی سو در درگیری و مبارزه است و در کنار این داستان، داستانی عاشقانه نیز رقم می خورد.


جومونگ وقتی متوجه می شود که برادران ناتنی او، قصد کشتن و خارج کردن او از صحنه رقابت را دارند، تصمیم گرفت با افزایش توانمندی های خود در زمینه های مختلف، بتواند انتظارات پدر و مادرش یعنی پادشاه و ملکه دوم را تا حد امکان برآورده کند و محبوبیت خود را نزد آن ها افزایش دهد.



به همین منظور او شروع به یادگیری مهارت های رزمی و پرورش توانایی ها واستعدادهای ذهنی خود در زمینه استراتژی های رزمی کرد و به توانایی های منحصر به فردی در این خصوص دست یافت.



در این میان طی اتفاقاتی جومونگ با ژنرال هموسوی نابینا که مهارت فوق العاده ای در فنون رزمی دارد آشنا می شود و این مهارت را از او می آموزد.


در این میان ناگهان از یک راز خانوادگی مطلع شده و جومونگ متوجه می شود که هموسو پدر اوست.

بازیگران سریال جومونگ 

در میان بازیگران سریال «افسانه جومونگ» دو چهره آشنای سانگ ایل گوک، بازیگر نقش یوم جانگ در سریال «امپراتور دریا» و کیون میری، بازیگر نقش بانو چویی در سریال «جواهری در قصر» به چشم می خورد. سانگ ایل گوک در این سریال در نقش پرنس جومانگ ظاهر شده است. او بازی کاملا متفاوتی با سریال «امپراتور دریا» دارد و مهارت او در زمینه هنرهای رزمی سبب شگفتی سایرین می شود. اما این بار او شخصیت بسیار جذابی است که معمولا بیشتر وقت خود را به تفریح و سرگرمی اختصاص می دهد و با وجود نقش پیشین خود به عنوان یک شخصیت کاملا ضعیف و ترسو ظاهر می شود. سانگ ایل گوک (1971) سئول است و مادرش کیم اول داگ نیز بازیگر سینما بوده است. در دانشگاه چئونجو درس خوانده چندین جایزه بازیگری در کارنامه خود دارد. کیون میری یا همان بانو چویی «جواهری در قصر» نیز این بار همانند نقش پیشین خود، ایفای نقشی منفی را برعهده دارد. اگرچه این بار او نقش ملکه یا همان مادرجومونگ را در این سریال بازی می کند اما می توان گفت این شخصیت نیز از بسیاری جهات شبیه به بانوی چویی است. فیلم نامه سریال را جونگ هیونگ سو و چویی وان کیو به نگارش درآورده اند.


سونگ ایل گوک در نقش جومونگ، هان هی جین در نقش سوسونو، هوجون هوو در نقش ژنرال همو سوئه، اویون سو در نقش بانو یو-هواکیم سیونگ سو در نقش شاهزاده ته-سو، جون کوانگ دیول در نقش ملکه وان هو، سونگ جی هیو در نقش بانو یه- سه یا، پارک تم هی در نقش یانگ سول رن بازیگران نقش اصلی این سریال پربیننده هستند.


هم چنین وون کی جون در نقش شاهزاده یونگ یو، لی جان یونگ در نقش وزیر اعظم بویو، یونگ دونگ هوان در نقش یونگ جانگ، بای سو بین در نقش سایونگ، ان جونگ هون در نقش ماری و ...نقش های مکمل سریال را بازی می کنند. افسانه جومونگ پر از خوبی و زشتی اندیشه ها، عواطف و غرایز انسانی، عشق، کینه، فداکاری، خیانت، حسادت است که در سکانس های گوناگون شاهد آن هستید.



در این سریال نمادهایی از شخصیت و تیپ های مثبت و منفی به چشم می خورد که هر یک نشان گر یکی از ویژگی های انسانی است. این سریال زمینه های گوناگونی را برای جذب و اثرگذاری روی مخاطب عام دارد. به همین دلیل است که در طول پخش 81 قسمت در کره جنوبی، پرطرف دارترین تماشاگران را داشت. تعدد و تنوع شخصیت و تیپ ها و تضاد و گره افکنی های طراحی شده به گونه ای است که بیننده تا روشن شدن نتیجه نهایی وقایع و رویدادها را دنبال می کند. تضاد و تنش های جومونگ سبب جذابیت عمیق وی شده ا ست. از سوی دیگر بعد از پی بردن به رازی که پدرش فردی دیگر بوده شدیدترین تکان ها در درونش به وجد می آورد و خود را با آینده ای تیره و تار، درگیر می بیند و از طرف دیگر، توطئه های وزیر، بانوی اول، دو شاهزاده و هم چنین برخورد با پدر واقعی اش از نظر شخصیتی او را دچار فراز و فرودهایی می کند و همین مسئله سبب می شود که با مخاطب همذات پنداری بیشتری کند. یکی از دلایل جذابیت سریال جنبش هنرمندانه شخصیت های فرعی، در کنار شخصیت های اصلی است که غنای خوب زیبایی و جذاب و عمیق تری به شخصیت های اصلی سریال داده است.


حادثه پردازی افسانه جومونگ نیز جذابیت دارد و از ضرباهنگ خوبی برخوردار است. نورپردازی تخت و نبود کنتراست، جذابیت فضا و اثرگذاری بازی ها را با کاستی و چالش هایی رو به رو می کند. ماهیت حماسی و دراماتیک داستان ایجاب می کند تا نورپردازی به گونه ای طراحی شده که به اثر استواری و وضوح بیشتری بخشد. این کاستی به گونه ای دیگر در گریم چهره بازیگران نیز به خوبی به چشم می خورد. به تمیزی و شفافیت چهره ها در مواردی که شخصیت یا تیپ ها در فضا درگیری یا فعالیت های شدید فیزیکی اند، می توان از این زاویه اشاره کرد.


سریال افسانه جومونگ به دلیل پرداختن به بخشی از تاریخ که چند کشور آسیای شرقی از جمله چین نیز در آن نقش داشتند کمی دردسرساز شد. این موضوع به خصوص پس از پخش سریال از تلویزیون
ATV هنگ کنگ شدت گرفت و با تغییرات زیادی در ترجمه و متن و دیالوگ ها روی آنتن بردند که استقلال این شبکه را زیر سئوال برد. 


زمان اصلی این سریال 180 سال قبل از میلاد مسیح(ع) است. جومونگ یا چومونگ در تاریخ کره جنوبی، پرنس افسانه ای نامیده شده است واطلاعات چندانی از این شخصیت وجود ندارد و به همین دلیل نویسندگان داستان از قوه تخیل خود کمک گرفتند.


این سریال نه تنها در داخل کره بلکه در سایر کشورها به خصوص کشورهای آسیایی با موفقیت به نمایش درآمد در سال 2006 حق پخش این سریال به 7 کشور جهان از جمله ژاپن، تایوان، هنگ کنگ، ویتنام، سنگاپور، تایلند، مالزی، برونئی و فیلیپین فروخته شد. در آمریکا نیز کانال
AZNTV پخش این سریال کره ای را آغاز کرد و شبکه سوم سیمای تلویزیون ایران نیز پخش سریال «افسانه جومونگ» را آغاز کرده است.


به روایت تاریخ گذشته کشور کره جومونگ بنیان گذار سلسله گوگو ریو بوده است. او فرزند ژنرال هموسو و بانو یوهوا بود که پس از مرگ پدرش که گمان می شود توسط امپراتوری هان به قتل رسیده است شاه گیوم وا، سرپرستی او را برعهده می گیرد. از آن جایی که اطلاعات بسیار کمی درباره حوادث تاریخی مربوط به دوران پادشاهی چومونگ وجود داشت برای ساخت این سریال مطالعات بسیار کاملی انجام شد و پس از ساخت این سریال تلویزیونی با بازیگران اصلی آن تصمیم گرفتند از منطقه ای که در گذشته بخشی از خاک کشور کره جنوبی بوده و در قلمرو پادشاهی گوگوریو قرار داشته است دیدن کنند و به همین دلیل به همراه کارگردان این سریال اواسط ماه مارس سال گذشته به پیونگ یانگ رفتند و در این سفر 5 روزه از مقبره بنیان گذار سلسله گوگوریو، چومونگ و دیگر مکان های تاریخی متعلق به این سلسله دیدن کردند.


اگر نگاهی به تاریخ گذشته کشور کره جنوبی بیندازیم، متوجه خواهیم شد که افسانه جومونگ داستانی حقیقی است که ریشه در تاریخ کهن کشور کره جنوبی دارد. برای ساخت بسیاری از صحنه های مربوط به قسمت های مختلف این سریال مجوزهایی از سازمان های هنری مسئول گرفته شده است. هم چنین در این سریال نمایشی، داستان های واقعی جایگزین بسیاری از افسانه های اصلی پیرامون این شخصیت تاریخی مانند افسانه های روایت شده درباره تولد او شده است.

این سریال در سال 2006 چندمین جایزه از جمله بهترین جایزه بازیگری برای سانگ ایل گوک، بهترین بازیگر جدید و بهترین بازیگر سریال تاریخی را دریافت کرده است. هم چنین به همین دلیل محبوبیت شخصیت های داستان، بسیاری از این شخصیت ها نامزد دریافت جایزه
MBC محبوب ترین شخصیت های داستانی شناخته شدند.


چند نکته دیگر درباره جومونگ 

داستان سریال مربوط به 108 سال قبل از میلاد مسیح (بیش از دو سه هزار سال پیش) است در صورتی که از لباس ها، تجهیزات، قصرها و ساختمان ها و کلا شکل و شمایل فیلم چنین می توان دریافت که داستان حداکثر مال 500، 600 سال پیش است. باور کنید دو سه هزار سال پیش یک چنین امکاناتی نبود! 


کارگردان به گذشت زمان توجه نکرده است. اکنون بیست سال از به دنیا آمدن جومونگ می گذرد ولی انگار فقط جومونگ بزرگ شده است! بقیه بازیگران همان طور جوان هستند و اصلا پیر نشده اند! همه چیز همان طور باقی مانده است.


جومونگ


جالب است بدانید داستان این فیلم ساخته تخیل نویسنده سریال است و فقط داستان کلی سریال واقعی بود! آیا واقعا ممکن است از دو سه هزار سال پیش داستانی با این جزییات باقی بماند؟




برای دریافت مطالب جدیدتر مشترک {سيگنالهاي پراکنده} شويد...
[+] | عکس/Picture
  

تصاویری از هند (گردشگری) - The IncrediBle India


TAJ MAHAL
The IncrediBle India

DELHI
The IncrediBle India



برای دریافت مطالب جدیدتر مشترک {سيگنالهاي پراکنده} شويد...
[+] | عکس/Picture
  

قیمت زلیخا، 20 برابر یوزارسیف بود!


هزینه واقعی سریال 14 میلیارد تومان بوده که 6 و نیم میلیارد آن توسط تلویزیون و مابقی آن از محل کمک هایی از نهاد ریاست جمهوری، یکی از ارگان ها و چند چهره شاخص در مجلس تامین شده است.

با نزدیک شدن به قسمت های پایانی سریال حضرت یوسف(ع) هر روز ابعاد جدیدی از این پروژه مشخص می شود. به گزارش خبرنگار «آینده»، کتایون ریاحی در این سریال گران ترین هنرپیشه بوده که ماهانه حدود 7 تا 10 میلیون تومان برای حضور در نقش زلیخا دریافت کرده که بیش از 20 برابر دستمزد بازیگر یوسف بوده است. به گونه ای که ارزان ترین بازیگر از میان نقش های اصلی سریال مصطفی زمانی، بازیگر مازندرانی نقش یوسف بوده که 200 تا 500 هزار تومان در ماه دریافت می کرده است.

گفته می شود بیشترین هزینه ها صرف نظر از بازیگر، هزینه های گزاف ساخت دکور ها و اجاره وسائل و ادوات فیلمبرداری بوده اند. پیش از این مسئولین ساخت این سریال، بیشترین رقم هزینه تولید آن را 7 میلیارد تومان اعلام کرده بودند که برخی از منابع آگاه معتقدند با توجه به هزینه هایی که در این سریال شده است، این رقم غیر واقعی به نظر می رسد.

در حالی که گمانه زنی های زیادی در مورد هزینه های ساخت این سریال انجام شده، یک منبع آگاه در این مورد به «آینده» گفت: هزینه واقعی سریال 14 میلیارد تومان بوده که 6 و نیم میلیارد آن توسط تلویزیون و مابقی آن از محل کمک هایی از نهاد ریاست جمهوری، یکی از ارگان ها و چند چهره شاخص در مجلس تامین شده است.
وی گفت: هنوز 13-14 قسمت از سریال باقی مانده که در آن برادران یوسف به تپس می آیند و پس از ملاقات با او به کنعان می روند. در بخشی از سریال نیز بر اساس یک روایت غیر معتبر که در منابع دینی تشیع چندان روی آن تاکید نشده، یوسف به امر خدا زلیخا را جوان کرده و با او ازدواج می کند.
در طرح اولیه این سریال، همسر اول و فعلی یوسف به خواستگاری زلیخا می رود، اما این منبع آگاه یادآور شد که به خاطر حساسیت ها ممکن است این اتفاق به نحوی دیگر بیفتد، اما یقینا یوسف زلیخا را به عقد خود در خواهد آورد.
در اين حال ناهماهنگي در روند گذشت زمان در اين مجموعه تلويزيوني به رغم هزينه هاي فوق العاده آن موجب اعتراض منتقدين هنري شده است. به گفته آنان، گذشت حدود سي سال در حالي در چهره زليخا به شدت محسوس است كه كمترين اثري در سيماي كنيزان زليخا يا مادر فرمانرواي مصر نداشته است. همچنين در حالي بخشي از موهاي يوزارسيف 40 ساله در طول 12سال پس ار آزادي از زندان سفيد شده است كه چهره مالك مشاور وي يا بنيامين بردار او، تغيير خاصي ننموده است.

منبع

مرتبط:
عکس, بیوگرافی و مصاحبه با یوزارسیف
یوزارسیف بدون گریم!


برای دریافت مطالب جدیدتر مشترک {سيگنالهاي پراکنده} شويد...
[+] | تاریخی/historic
  

افسانه قالیچه های پرنده ایرانی!


قالیچه پرندهحتما شما نیر تاکنون از قالیچه های پرنده در داستانها و افسانه ها شنیده اید اما شاید باور نمی کنید افسانه قالیچه های پرنده در داستان های هزار و یک شب واقعیت داشته باشد!

می توانید تصور کنید روی یک قالیچه پرنده در حال عبور از مرزهای فیزیکی حقیقی هستید!

هنري بك،كاشف فرانسوي در سرداب‌هاي زيرزميني قلعه الموت، در نزديكي درياي خزر، طومارهايي يافته است كه شواهد جديدي در مورد قاليچه‌هاي پرنده به دست مي‌دهند. اين طومارها كه به طرز خارق‌العاده‌اي سالم مانده‌اند، در اوايل قرن سيزدهم ميلادي توسط يك محقق يهودي به نام اسحاق‌ بن شريره نوشته شده‌اند. قاليچه‌هاي پرنده‌اي كه مي‌توانستند چند متر بر فراز زمين شناور باشند، نخستين بار توسط كيمياگران و صنعت‌گران دربار ملكه صبا ساخته شد و ملكه صبا آن را به نشانه عشق خود براي حضرت سليمان فرستاد.

قرن‌ها پس از آن كه قاليچه‌هاي پرنده تنها يك افسانه هزار و يك شبي تصور مي‌شد، هنري بك، كاشف فرانسوي، شواهد مستند از وجود قاليچه‌هاي پرنده در ايران يافته است.
هنري بك در سرداب‌هاي زيرزميني قلعة الموت، در نزديكي درياي خزر، طومارهايي يافته است كه شواهد جديدي در مورد قاليچه‌هاي پرنده به دست مي‌دهند. اين طومارها كه به طرز خارق‌العاده‌اي سالم مانده‌اند، در اوايل قرن سيزدهم ميلادي توسط يك محقق يهودي به نام اسحاق‌ بن شريره نوشته شده‌اند.
پس از آن كه پروفسور جي. دي. سپتيموس، زبان شناس مشهور اين متون را از زبان فارسي به انگليسي ترجمه كرد، اين دست‌نوشته‌ها باعث جنجال‌هاي زيادي در جامعه علمي جهان شدند. مدت كوتاهي پس از انتشار ترجمه اين متون، كنفرانسي با حضور كارشناسان برجسته بين‌المللي در مدرسه مطالعات شرقي و آفريقايي لندن برگزار شد. بسياري از مورخان با حمله به بك، اين دست نوشته‌ها را جعلي خواندند. اما پروفسور سپتيموس كه به خاطر عدم شركت بك در اين كنفرانس به خاطر تولد فرزندش دفاع از او را به عهده داشت، گفت كه اين متون بايد به طور دقيق مورد بررسي قرار بگيرند.
قدمت اين دست نوشته‌ها اكنون در انستيتوي لئوناردو داوينچي شهر تريست، به كمك روش راديو كربن در حال تعيين است.
بنا بر نوشته‌هاي بن شريره، حكام مسلمان قاليچه‌هاي پرنده را وسيله‌اي شيطاني مي‌دانسته‌اند و به همين خاطر دانش و سازندگان آن را سركوب كرده‌اند و ردپاي آن را از تاريخ به دقت پاك كرده‌اند. هرچند قاليچه‌هاي پرنده تا اواخر قرن سيزدهم ميلادي بافته و فروخته مي‌شده‌اند، اما استفاده از آن در انحصار افراد خاصي بوده است.
بنا بر يادداشت‌هاي بن‌شريره، نخستين اشارات به قاليچه‌هاي باستاني در دو متن باستاني صورت گرفته است. يكي از اين كتاب‌ها، مجموعه‌اي از ضرب‌المثل‌ها است كه توسط شامشاد، وزير نبوكدنزر پادشاه بابلي جمع‌آوري شده است و منبع ديگر، مجموعه‌اي از گفتگوهاي باستاني است كه توسط شخصي به نام ژوزفوس نگاشته شده است.
بر اساس نوشته‌هاي بن شريره، قاليچه‌هاي پرنده‌اي كه مي‌توانستند چند متر بر فراز زمين شناور باشند، نخستين بار توسط كيمياگران و صنعت‌گران دربار ملكه صبا ساخته شد و ملكه صبا آن را به نشانه عشق خود براي حضرت سليمان فرستاد. اما وقتي ملكه صبا خبر برخورد سرد حضرت سليمان را با هديه‌اش شنيد، دل‌شكسته شد و صنعت‌گران خود را از دربار بيرون كرد. اين صنعت‌گران در نهايت در ناحيه بين‌النهرين و در نزديكي شهر بغداد ساكن شدند و كسب و كار خود را ادامه دادند.
بن شريره در يادداشت‌هاي خود به توضيح چگونگي كار اين قاليچه‌هاي پرنده مي‌پردازد، اما متاسفانه اكثر اصطلاحات و عبارات فني به كار رفته در اين قسمت قابل فهم نيستند. اما از قسمت‌هاي قابل خواندن متن چنين برمي‌آيد كه قاليچه‌هاي پرنده هم مانند قاليچه‌هاي معمولي روي دار بافته مي‌شده‌اند و تفاوت آن‌ها با قاليچه‌هاي معمولي در مرحله رنگرزي بوده است. صنعتگران دربار ملكه صبا گِل مخصوصي «به دست آمده از چشمه‌هاي كوهستان» كشف كرده بودند كه هنگامي كه در معرض حرارت شديد، «داغ‌تر از آتش حلقة هفتم جهنم» در ظرفي محتوي روغن يوناني قرار مي‌گرفت، خاصيت ضد مغناطيسي پيدا مي‌كرد. با توجه به مغناطيس بودن كرة زمين، و وجود ميليون‌ها محور مغناطيسي كه از قطب جنوب تا قطب شمال كشيده شده‌اند، قاليچه‌هايي كه الياف شان به اين گل آغشته مي‌شد مي‌توانستند از سطح زمين فاصله بگيرند. اين فاصله با توجه به غلظت و ميزان گل به كار رفته، از يك متر تا چند ده متر مي‌رسيد. محورهاي مغناطيسي مانند ريل‌هاي هوايي عمل مي‌كردند و قاليچه مي‌توانست در امتداد اين محورها پيش رود.
بر اساس يادداشت‌هاي بن‌ شريره، كتابخانه اسكندريه تعداد زيادي از اين قاليچه‌هاي پرنده را در اختيار داشته است و آن را براي گردش ميان قفسه‌هاي مملو از پاپيروس كتابخانه در اختيار مراجعه‌كنندگان به كتابخانه مي‌گذاشته است. اين كتابخانه كه در يك زيگورات قرار داشته است، بيش از 40 هزار طومار خطي در اختيار داشته است كه توسط سيصد نسل از كاتبان نگاشته شده بود. سقف اين كتابخانه آن‌قدر بلند بوده است كه بسياري از مراجعه‌كنندگان ترجيح مي‌داده‌اند به حالت شناور در هوا و روي قاليچه‌هاي پرنده مطالعه كنند. بر اساس يادداشت‌هاي بن شريره، ساخت قاليچه‌هاي پرنده در سرزمين‌هاي اسلامي به دو دليل سركوب شد. نخست اين كه حكام مسلمان مي‌گفتند بشر قرار نيست پرواز كند و قاليچه‌هاي پرنده باعث به هم خوردن نظم امور مي‌شوند. دليل دوم بيشتر اقتصادي بود. بسياري از اشراف و ثروتمندان عرب ثروت خود را مديون گله‌هاي شتر و اسب خود بودند و دل‌شان نمي‌خواست چند صنعتگر فقير و بي‌چيز با ساخت قاليچه‌هاي پرنده كسب و كار آن‌ها را نابود كنند.
قاليچه‌هاي پرنده در زمان حكومت خلفاي اموي و عباسي به شدت سركوب شدند و در نهايت در سال 1226 ميلادي و با حمله مغول‌ها به آسياي مركزي، در هرات و بلخ و بخارا حمام خون به راه افتاد. مغول‌ها در جريان غارت و تاراج خود، چند قاليچه پرنده هم پيدا كردند و هنگامي كه مردي به آن‌ها گفت اين قاليچه‌ها تيزروتر از اسب‌هاي پاكوتاه مغول‌ها هستند، چنگيزخان چنان از اين توهين برآشفته شد كه سر مرد را از تنش جدا كرد و دستور داد تمام قاليچه‌هاي پرنده قلمروي وسيعش را جمع‌آوري و نابود كنند.

منبع: MEANJIN Magazine

این مطلب در خبرگزاری رسمی میراث فرهنگی ایران درج شده است.



برای دریافت مطالب جدیدتر مشترک {سيگنالهاي پراکنده} شويد...
[+] | تاریخی/historic
  

تاریخ نفت از شش هزار سال پیش تا کنون


قدما نفت را می شناختند. سعدی در باب هفتم گلستان از هندویی یاد می کند که "نفت اندازی همی آموخت. حکیمی گفت ترا که خانه نئین است بازی نه این است". در سفر پیدایش از کتاب تورات آنجا که به پیغمبر می گوید برای خود کشتی بسازد، خطاب این است که "در کشتی حجره ها بنا کن و درون و بیرون کشتی را با قیر بیندای".
در سفر خروج آمده است: "و چون نتوانست او را دیگر پنهان دارد تابوتی از نی برایش گرفت و آن را به قیر و زفت اندوده، طفل را در آن نهاد و آن را در نیزار به کنار نهر گذاشت".
کاوش های باستان شناسان در عراق نشان داده است که از چهار هزار سال پیش از میلاد ملاط قیر در عمارات و ابنیه به کار می رفته است.
کاوش های باستان شناسان نشان می دهد که از زمان سومریان، پنج تا شش هزار سال پیش، در شوش قیر مورد استفاده قرار می گرفته و به جای ملاط بین سنگها و آجرها در ساختمان ها کار می شده است. همچنین تکه های جواهرات را با قیر به هم می چسباندند و دسته های چاقو و امثال آن را با قیر محکم می کردند و کشتی ها و ظروف سفالین را با قیر می اندودند تا آب به آنها سرایت نکند.
به گزارش هرودوت، مورخ یونانی، سنگ فرش کف باغ های معلق بخت النصر با قیر بندکشی شده بود و مردم بابل استخرها و راه های آب و سدهای خود را با قیر بندکشی می کردند تا آب در آنها نفوذ نکند. همچنین بنا به گفته مورخین در بابل جاده ها را آجر فرش می کردند و با قیر بندکشی می کردند تا تحمل ارابه های سنگین را داشته باشد.
هرودوت در تاریخ معروفش راجع به نفت ایران می نویسد: "در ۲۲ کیلومتری شوش چاه هایی وجود دارد که با چرخ و خیک از آن نفت و قیر و نمک بیرون می آورند و در مخزن می ریزند و پس از چندی قیر و نمک ته نشین شده، نفت به شکل مایع باقی می ماند."
در جای دیگر ضمن داستان محاصره شهر آتن از طرف ایرانیان می نویسد: ایرانیان از روی تپه ها، قیرهای فروزان به سنگرهای یونانیان پرتاب می کردند و معلوم است که تیرها آلوده به نفت بوده وگرنه هنگام پرتاب سریع خاموش می شده است.
پلوتارک در شرح حال اسکندر می نویسد هنگامی که اسکندر از کشور بابل می گذشت در یکی از شهرهای اکباتان مردم برای خوش آمد اسکندر نفت را روی جاده ها می ریختند و آتش می زدند تا شعله های فروزان آن موجب مسرت اسکندر گردد. احتمالا اشاره پلوتارک به ناحیه کرکوک است که به اشتباه از آن به نام اکباتان یاد می کند.
ایرانیان که آتش را مقدس می داشتند، گاز نفت را که در پاره ای جاها از زمین بیرون می زد، مشتعل می کردند و "آتش جاودان" می ساختند. آتشکده ها در کنار همین آتش های جاودان بنا می شد. در اران (باکو) و دامغان و بلخ و مسجد سلیمان این گونه آتشکده ها وجود داشته است.
مارسلینوس مورخ رومی که همراه امپراتور روم به جنگ شاپور دوم آمده می نویسد: "ایرانیان برگ های گیاه مخصوص را در روغن خیس می کردند و سپس مایع دیگری به نام نفت بر آن می افزودند. آنگاه تیرهای جنگی خود را در آن گذارده آتش می زدند و به طرف دشمن پرتاب می کردند و دقت می کردند کمان را آهسته رها کنند تا تیر به سرعت پرتاب نگردد و آتش خاموش نشود."
دویست سال پس از آن ایرانیان در دفاع از قلعه ای واقع در قفقاز با سلاح های نفتی، رومیان مهاجم را از مرزهای خود دور کردند. یک مورخ بیزانسی می نویسد ساخلوی ایران کوزه های بسیاری را که از گوگرد و قیر انباشته شده بود آتش زدند و به طرف رومیان پرتاب کردند و توانستند بدان وسیله حریقی راه بیندازند که تقریبا همه چیز را سوزاند.
یونانی ها در قرن هفتم میلادی نفت را در میدان های جنگ به کار می بردند و در زمان هراکلیوس، امپراتور بیزانس، سلاحی اختراع کردند که نفت در آن مشتعل می گشت. اعراب (مسلمانان) دو بار قسطنطیه را محاصره کردند و هر دو بار حمله آنان به وسیله آتش اندازهای نفتی دفع شد. در سال ۹۴۱ میلادی هنگامی که ناوگان روسی مرکب از هزار کشتی، قسطنطیه را در محاصره گرفت، رومی ها نفت روی آب دریا ریخته آتش زدند و کشتی های روسی را سوزاندند و آنها را مغلوب کردند.
فردوسی در شاهنامه بارها کلمه نفت را به کار برده و از جمله در داستان اسکندر از نفت سیاه نام می برد و می سراید:
به گردون همی راندند پیش شاهدرونش بیاکنده نفت سیاه
در روایات خلفای عباسی آمده است که المعتمد خلیفه عباسی در سال ۲۷۲ هجری مالیات چشمه های نفت و معدن های نمک بادکوبه را به اهالی دربند قفقاز بخشید.
مسعودی که در سال ۳۰۰ هجری به بادکوبه رفته در مروج الذهب می نویسد: "در آنجا چشمه های نفت سفید بود و زیر دودکش ها 'آتش جاودان' می سوخت و هیچ گاه خاموش نمی شد."
یاقوت در معجم البلدان نقل می کند که در شیز آذربایجان که اکنون به تخت سلیمان معروف است آتشکده ای بود که از هفتصد سال پیش در آنجا آتش جاودان فروزان بوده است. یاقوت تعجب می کند که پس از هفتصد سال فروزان بودن آتش، کمترین خاکستری بر جای نمانده است. هم او روایاتی می آورد که نشان می دهد نفت در باکو خرید و فروش می شده و مورد معامله قرار می گرفته است: "بادکوبه در ایالت شیروان نزدیک دربند است. در این شهر چشمه بزرگی از نفت است که روزی هزار درهم نفت می دهد. کنار آن چشمه دیگری از نفت سفید است که مانند روغن زنبق می باشد و شب و روز جاری است و عایدی این چشمه هم مانند چشمه اولی می باشد. بازرگان موثقی به من گفت که در آنجا از یک قطعه زمین شعله آتش جاودان بر می خیزد و هیچ گاه خاموش نمی شود".
مارکوپولو که از راه تبریز وارد ایران شده در سفرنامه اش می نویسد: "در سرحد ارمنستان و گرجستان چشمه نفتی موجود است که مقادیر زیادی نفت از آن به دست می آید و در یک وقت صد کشتی می تواند از آن بارگیری کند. این روغن برای خوراک مناسب نیست ولی برای روشنایی مصرف می شود و شترهایی که مبتلا به امراض جلدی هستند با نفت معالجه می شوند."
حمدالله مستوفی، جغرافی دان مشهور قرن هفتم، در نزهت القلوب قیر را موم آبی می خواند و گزارش می دهد که بزرگترین معدن نفت ایران در بادکوبه قرار دارد. وی از معادن نفت بسیاری نام می برد که از حوالی آذربایجان تا حوالی بخارا و فرغانه وجود داشته اند.
معلوم نیست کلمه نفت در زبان فارسی از چه زبانی گرفته شده است. برخی ایران شناسان کلمه نفت را از کلمه "ناب" فارسی دانسته اند و گفته اند در زبان اوستایی "نپتا" بوده و کلدانی ها و یهودی ها و عرب ها آن را گرفته و نفتا گفته اند. مسیو دورم فرانسوی که در زمان اکتشاف نفت در ایران رئیس مدرسه عالی علوم عالی پاریس بوده، مدعی شده است که اکدیها کلمه نفت را از فعل "نپتو" به معنی افروختن گرفته اند و بعدها این کلمه در زبان های آسوری و بابلی به کار رفته است. در اوستا نفت به معنی روغن معدنی آمده و در دوره هخامنشیان نفت برای روشنایی و مقاصد طبی استفاده می شده است.

/BBC Persian


برای دریافت مطالب جدیدتر مشترک {سيگنالهاي پراکنده} شويد...
[+] | تاریخی/historic
  

از درفش کاویانی چه میدانید


نخستین اشاره در تاریخ اساتیر ایران به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاگ (ضحاک) بر می‌گردد. در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید
فریدون نیز پس از آن فرمان داد تا پاره چرم پیش بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدین سان درفش کاویان پدید آمد.
محمد بن جریر طبری در کتاب تاریخ خود به نام الامم یران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه‌ای ویژه بر روی آن وجود داشته باشد. درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاریخ تا پیش از حمله اعراب به ایران، بویژه در زمان ساسانیان و هخامنشیان پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان می‌‌گفتند.و الملوک مینویسد: درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است ۶۰ سانتی متر به حساب آوریم، تقریباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول می‌شود.
به روایت اکثر کتب تاریخی، درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد. هر پادشاهی که به قدرت می‌‌رسید تعدادی جواهر بر آن می‌‌افزود. به هنگام حمله اعراب به ایران، در جنگی که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور «بهارستان» نزد عمر بن الخطاب خلیفه مسلمانان، بردند وی از بسیاری گوهرها، دُرها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود دچار شگفتی شد و به نوشته فضل الله حسینی قزوینی در کتاب المعجم: « امیر المومنین سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند »

برای دریافت مطالب جدیدتر مشترک {سيگنالهاي پراکنده} شويد...
[+] | تاریخی/historic
  

اسامی قبلی و فعلی تعدادی از پارکها و میدانها و خیابانهای شهر تهران


پارک پهلوي = پارک دانشجو، پارک فرح = پارک لاله ، پارک کوروش = پارک شريعتي ، پارک شاهنشاهي = پارک ملت ، پارک وليعهد = پارک وليعصر ، پارک شهباز = پارک هفده شهريور ، ميدان شهياد =ميدان آزادي ، ميدان 28 مرداد = ميدان استقلال ، ميدان فوزيه = ميدان امام حسين ، ميدان سپه = ميدان امام خميني ، ميدان 24 اسفند = ميدان انقلاب ، ميدان کندي = ميدان توحيد ، ميدان محمدرضا شاه = ميدان جمهوري ، ميدان 25 شهريور = ميدان هفت تير ، ميدان باغشاه = ميدان حر ، ميدان تجريش = ميدان قدس ، ميدان فرحناز = ميدان شمشيري ، ميدان ژاله = ميدان شهدا ، ميدان کاخ = ميدان فلسطين ، ميدان وليعهد = ميدان وليعصر ، ميدان توپخانه = ميدان امام خميني ، ميدان شهياد = ميدان ازادي ، استاديوم يکصد هزار نفري اريامهر = استاديوم ازادي ، ورزشگاه امجديه = ورزشگاه شهيد شيرودي ، بزرگراه شهياد = بزرگراه آيت‌الله سعيدي ، بزرگراه جردن = بزرگراه آفريقا ، بزرگراه فرح‌زاد = بزرگراه آل‌احمد ، بزرگراه شاهنشاهي = بزرگراه مدرس ، خيابان آيزنهاور = خيابان آزادي ، خيابان تخت‌طاووس = خيابان مطهري ، خيابان شاهرضا = خيابان انقلاب ، خيابان تخت جمشيد = خيابان طالقاني ، خيابان وليعهد = خيابان پاتريس لومومبا ، خيابان سلطنت‌آباد = خيابان پاسداران ، خيابان فرح‌آباد = خيابان پيروزي ، خيابان کندي = خيابان توحيد ، خيابان شاه = خيابان جمهوري ،خيابان کوروش کبير = خيابان شريعتي ، خيابان آريامهر = خيابان فاطمي ، خيابان زاهدي = خيابان قرني ، خيابان تاج = خيابان ستارخان ، خيابان ثريا = خيابان سميه ، خيابان سپهبد رزم‌آر = خيابان فدائيان اسلام ، خيابان کاخ = خيابان فلسطين ، خيابان پهلوي = خيابان ولي عصر ، خيابان بلوار پهلوي = خيابان ميرداماد ، خيابان چرچيل = خيابان نوفل لوشاتو ، خيابان شهناز و شهباز = خيابان هفده شهريور ، خيابان تخت طاووس = خيابان مطهري ، خيابان عباس آباد = خيابان بهشتي ، خيابان تخت جمشيد = خيابان طالقاني ، خيابان گرگان = خيابان نامجو ، ميدان ثريا = ميدان نامجو، خيابان نظام آباد = خيابان مدني ، خيابن فرح = خيابان سهروردي ، بلوار اليزابت = بلوار کشاورز ، خيابان فيشرآباد = خيابان سپهبد قرني ، خيابان نادرشاه = خيابان ميرزاي شيرازي ، خيابان شاه عباس = خيابان قائم مقام فراهاني ، شهرک غرب = شهرک قدس ، خيابان ويلا = خيابان نجات الهي ، خيابان صبا = خيابان برادران مظفر ، خيابان آريانا = خيابان مالک اشتر ، خيابان اشرف پهلوي = خيابان شهيد دستغيب ، کوي مکانير= سعادت آباد ، خيابان بوذرجمهري = خيابان 15 خرداد ، خيابان وزرا = خيابان خالد اسلامبولي ، خيابان دولت = خيابان شهيد کلاهدوز ، خيابان مجيديه = خيابان استاد حسن بنا ، خيابان اختياريه = خيابان شهيد ديباجي ، خيابان فرمانيه =خيابان شهيد لواساني ، خيابان پسيان = خيابان مقدس اردبيلي ، خيابان زعفرانيه = خيابان شهيد فلاحي ، خيابان محمد رضا شاه = خيابان سيد جمال الدين اسد ابادي ، کوي گيشا = صادقيه

برای دریافت مطالب جدیدتر مشترک {سيگنالهاي پراکنده} شويد...
[+] | تاریخی/historic
  
« مطالب قديمي‌تر
خدا رو می خوام...... وقتي دلت تنگ است... سایه... چه كشكي، چه پشمي بمناسبت ميلاد امام علي بن موسي الرضا (ع) تصویر سازی های زیبا با آتش شانس خرکی!! همسر حاکم قطر یک زن ایرانی(با عکس) معرفی 10 خانم جاسوس برتر دنیا (استعداد!!) دانلود مستقیم تمام موسيقي های متن سريال جومونگ خلاصه داستان افسانه جومونگ مقایسه آب جوشیده در مایکروویو با آب جوشیده در کتری If You Discover A Fire DO NOT Use Twitter عكس های خانوادگی خاله شادونه(مجری شبكه كودك) عکسی از یوزارسیف و دو تا همسرش در نمای واقعی حكايت طوطي با سواد و بازرگان خسیس ماجرای كارت پخش كن میدان تجریش ... خری که تاریخ ساز شد! همه لرزش دست و دلم از آن بود! نقاشی‌‌های فوق العاده زیبای لیزری از گل‌ها (Laser Flowers) Very Cute Baby Girl - دختر بچه های خوشگل - تصویری طراحي‌ تبليغاتی خلاقانه تصاویری از حملات کم سابقه تگرگها به آسمان نگاه کنید..... زلزله ها از آسمان می آیند. (مقاله ای در مورد برنامه های نظامی وحشتناک هارپ) کاربر ADSL هستید؟ مخابرات ماهی 2000 تومان از شما پول اضافه دریافت می کند! بالاخره زن 2000 چهره هم اکران می شود!!!!!!!!!! دانلود تمام موسیقی های فیلم میلیونر زاغه نشین (5 سری لینک با فرمتهای مختلف) Slumdog Millionaire شیرینی های خوشمزه! (عکس) معنی سین های نوروز درباره فیلم "میلیونر زاغه نشین (Slumdog Millionaire)"