تبليغاتX
{ سیگنالهای پراکنده } - همه لرزش دست و دلم از آن بود!

{ سیگنالهای پراکنده }

  کپی پیست های پراکنده و جالب از سرتاسر وب

صفحه اول| ايميل| |عناوين وبلاگ خوراک|خبرنامه

همه لرزش دست و دلم از آن بود!


توی جلسه نسبتاً مهمی نشسته‌ایم، دور میز بیضی شکل بزرگی. بیشتر از ده نفریم. موبایلم را گرفته‌ام زیر میز و دارم اسنیک بازی می‌کنم، با یک دست. مهارت می‌خواهد با یک دست اسنیک بازی کردن، و تمرکز. از هرکسی تک جمله‌ای می‌شنوم و حواسم می‌رود به بازی. به ماری که دارد بلندتر و بلند‌تر می‌شود. مواظبم که نخورد به خودش، که خودزنی نکند. باید مدام از خودش دورش کنم. بنابراین چاره‌ای ندارم جز اینکه دست چپم را هم وارد بازی کنم. دارم فکر می‌کنم که بقیه دارند درباره من چه فکری می‌کنند. فکر می‌کنند دست‌هام زیر میز است و چیزی می‌نویسم؟ فکر می‌کنند دست‌هام زیر میز است و دارم با دکمه مانتوم بازی می‌کنم؟ اینجا جمع شده‌ایم که چالش‌هایی را که در کار با آن مواجه هستیم مطرح کنیم و به بحث بگذاریم. پس به زودی نوبت به من هم می‌رسد که حرف بزنم، موبایلم را بگذارم روی میز، دست‌هام را آزاد کنم، لب‌هام را بجنبانم و انگشت‌هام را این‌قدر در هوا تکان دهم تا به سراغ زبان الکنم بیایند. مار دارد بلندتر و بلندتر می‌شود. امتیازم رسیده به دوهزار و صد. وارد مرحله‌ حساسی شده‌ام و تمرکز بیشتری لازم دارم که راه‌های دررو را پیدا کنم، که اگر مجبور شدم سر مار را از یک سمت بیرون ببرم، از سمت دیگر بتوانم بیاورمش تو بدون اینکه خودش را نیش بزند، بتواند راهش را از بین تنی که همه جا خودش را پهن کرده،‌ پیدا کند. طاهره دارد می‌گوید خیلی مهم است که کسی توی این فعالیت آنها را رهبری نمی‌کند تا کل فعالیت را به او منتسب کنند. مار یک 9 امتیازی دیگر خورد و امتیازهام دارند به سه‌هزار می‌رسند. امین به طاهره می‌گوید خیلی خوب است که آنها در جریان فعالیتشان رهبر ندارند اما نبود یه نقطه تمرکز باعث تعدد اهداف می‌شود و تعدد اهداف یعنی بی‌هدفی. از سه هزار می‌گذرم. نزدیک است جیغ بزنم اما جلوی خودم را می‌گیرم. صورتم از هیجان قرمز شده و دست‌هام می‌لرزند. نزدیک است ببازم. نزدیک است تن این مار جلوی حرکتش را جلوی رشد بیشترش را بگیرد. نزدیک است نوبت من شود که حرف بزنم. همه چیز خیلی نزدیک است که مار از گوشه ال‌سی‌دی موبایلم آرام سرش را می‌آورد بیرون. این‌طرف و آن‌طرف را نگاه می‌کند و می‌خزد زیر پاها. صدای فیش‌فیش همه جا می‌پیچد. همه یک‌دفعه ساکت می‌شوند. طاهره زیر پاش را نگاه می‌کند. جیغ می‌کشد. بقیه زیر میز را نگاه می‌کنند، جیغ می‌کشند و به این‌طرف آن‌طرف می‌دوند. من همچنان دو انگشت شستم روی دکمه سه و هفت است. آدم‌ها نزدیک است زیر دست و پا تن همدیگر را له کنند، مثل تن مار. مار طاهره را قورت می‌دهد و من 9 امتیاز دیگر می‌گیرم. حالا نوبت امین و بقیه است. صدای جیغ و فیش در فضا می‌پیچد.


پی نوشت: این مطلب کپی پیست بود. منبعش رو نمیگم تا جیگر اون که نظر خصوصی خاصی داده بود بسوزه! :دی



برای دریافت مطالب جدیدتر مشترک {سيگنالهاي پراکنده} شويد...
[+] | شاعرانه و طنز
  
اگــر عـمـر دوبـــاره داشــتـم ! آش نخورده و دهن سوخته! خارق‌ العاده‌ ترین ابرهایی که شما یک وقتی خواهید دید ... خدا رو می خوام...... وقتي دلت تنگ است... سایه... چه كشكي، چه پشمي بمناسبت ميلاد امام علي بن موسي الرضا (ع) مجموعه عکسها و پشت صحنه مسافران تصویر سازی های زیبا با آتش شانس خرکی!! همسر حاکم قطر یک زن ایرانی(با عکس) معرفی 10 خانم جاسوس برتر دنیا (استعداد!!) دانلود مستقیم تمام موسيقي های متن سريال جومونگ خلاصه داستان افسانه جومونگ مقایسه آب جوشیده در مایکروویو با آب جوشیده در کتری If You Discover A Fire DO NOT Use Twitter عكس های خانوادگی خاله شادونه(مجری شبكه كودك) عکسی از یوزارسیف و دو تا همسرش در نمای واقعی حكايت طوطي با سواد و بازرگان خسیس ماجرای كارت پخش كن میدان تجریش ... خری که تاریخ ساز شد! همه لرزش دست و دلم از آن بود! نقاشی‌‌های فوق العاده زیبای لیزری از گل‌ها (Laser Flowers) Very Cute Baby Girl - دختر بچه های خوشگل - تصویری طراحي‌ تبليغاتی خلاقانه تصاویری از حملات کم سابقه تگرگها به آسمان نگاه کنید..... زلزله ها از آسمان می آیند. (مقاله ای در مورد برنامه های نظامی وحشتناک هارپ) کاربر ADSL هستید؟ مخابرات ماهی 2000 تومان از شما پول اضافه دریافت می کند! بالاخره زن 2000 چهره هم اکران می شود!!!!!!!!!!